
«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...
بسم الله الرحمن الرحیم

علت گرایش به ماهواره چیست؟
در پاسخ به این سؤال جوابهای متعددی را می توان تصور کرد: ضعف برنامه های صداوسیما، نیاز به اخبار کامل و بی سانسور، نیاز به سرگرمی، ارضای شهوت، رفع خستگی کار روزانه و فراموش کردن مشکلات ولو برای ساعتی، استفاده از برنامه های علمی و مستند، آموختن آشپزی، آشنایی با فناوری های روز، آشنایی با مدهای روز و ... .
شاید برخی یا حتی همه ی این پاسخ ها درست باشند و علت گرایش به ماهواره در بین مردم را بتوان در موارد فوق و مواردی مانند آن بیان داشت؛ اما ما بدون اینکه منکر این علل باشیم درصدد سخن گفتن از علتی هستیم که فوق این دلایل است.
********
ولا تکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم أولئک هم الفاسقون
و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشی کرد. آنان همان فاسقانند(سوره مبارکه حشر/آیه 19)
علت گرایش به ماهواره چیست؟
در پاسخ به این سؤال جوابهای متعددی را می توان تصور کرد: ضعف برنامه های صداوسیما، نیاز به اخبار کامل و بی سانسور، نیاز به سرگرمی، ارضای شهوت، رفع خستگی کار روزانه و فراموش کردن مشکلات ولو برای ساعتی، استفاده از برنامه های علمی و مستند، آموختن آشپزی، آشنایی با فناوری های روز، آشنایی با مدهای روز و ... .
شاید برخی یا حتی همه ی این پاسخ ها درست باشند و علت گرایش به ماهواره در بین مردم را بتوان در موارد فوق و مواردی مانند آن بیان داشت؛ اما ما بدون اینکه منکر این علل باشیم درصدد سخن گفتن از علتی هستیم که فوق این دلایل است.
آنچه از مجموع رفتار افراد متعددی که به ماهواره گرایش دارند به نظر می آید، این است که ریشه ی دیدن برنامه های ماهواره ای، «فراموش کردن خود» است. یعنی وقتی که کنترل را برمی داریم و دکمه ی قرمزرنگ power را فشار می دهیم، درست همان زمانی است که حوصله ی خودمان را نداریم. ماهوراه بهترین ابزار برای فرار از خود می باشد. هم ارزان است، هم بی خطر، هم پذیرفته شده و هم متنوع. می تواند مأمن و مفرّی باشد برای هرکسی، با هر سلیقه و عقیده ای.
بالاخره در این یکی دو هزار شبکه، «کانالی» پیدا می شود که انسان در آن فرو رود و اینگونه از خود حقیقیش فرار کند. حالا یکی سرش را به اخبار گرم می کند، یکی به فیلم، یکی به بفرمایید شام و یکی به رقص.
آیا شما برنامه های ماهواره را دیده اید؟ منصفانه پاسخ دهید کدام برنامه ی ماهواره است که در مورد «خود» ما یعنی در مورد اینکه از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت، سخن بگوید؟ آیا دقیقاً روح حاکم بر ماهواره برعکس این مسئله نیست؟ یعنی آیا فرهنگ حاکم بر برنامه های ماهواره و هدف آنها، غافل کردن انسان از خویشتن نیست؟[1]
ماهواره فرزند تلویزیون است. یعنی همان فرهنگی که در تلویزیون چند کاناله بود، اکنون در ماهواره ی چندصد کاناله تبلور یافته. البته خیلی قوی تر و وسیع تر. این فرهنگ هم چیزی نیست جز فرهنگ «فرار از خود».
بنده خودم هم بعضی اوقات از خودم فرار می کنم و با تلویزیون و حرفهای الکی و بازی خودم را سرگرم می سازم و لذا ادعای خوب بودن و ایده آل بودن نداشته و قصد هم ندارم شما را به چیزی دعوت کنم که خود به آن عمل نمی نمایم، سخن در چیز دیگری است، سخن در این است که ماهواره به خاطر وسعت و تنوعش دیگر آرام آرم «خود»ی برای انسان باقی نمی گذارد و هیچ فرصتی برای با خود بودن برای ما نمی ماند. آری بحث در این نیست که خوب است انسان «همیشه» در حال هوشیاری و ذکر و حضور قلب باشد (که البته خوب است) بحث در این است که ماهواره به خاطر تنوعش دیگر «هیچ» مجالی برای برای خلوت انسان با خویش و با خداوند باقی نمی گذارد.
البته ماهواره در این مورد خصوصیتی هم ندارد. تلویزیون هم اگر پر بشود از برنامه های سر«گرم» کننده، همین خطر را خواهد داشت. بگذارید این طور بگویم : اگر صدا و سیما پر بشود از فیلمها و سریالها و مسابقات جذاب، در حدی که مردم ماهواره را رها کنند و نیازی به آن نبینند، آیا این خوب است یا بد؟ شاید خیلی ها بگویند، خوب. ولی واقعیت این است که مشکل ماهواره خارجی بودن آن یا مثلاً لس آنجلسی بودنش نیست، مشکل فرهنگ حاکم برآن یعنی فرهنگ بی هویت کردن انسان است. همه ی این گرایشات به مد و مانند آن هم سر همین نداشتن هویت است و سر آن قانون فیزیک که می گوید خلأ میل شدیدی به پرشدن دارد. به قول استاد طاهرزاده : "انسان بی هدف، بودن خودش را نمی پسندد، پس حاضر است به هر هدف دروغینی دل ببندد تا از این بی هدفی نجات پیدا کند"[2]
آری، اینکه صدا و سیما پرشود از برنامه های «سرگرم کننده» دردی را دوا نمی کند. سرگرمی نیز فرزندی خواهد داشت که شیطنتهایش فرقی با شیطنت های ماهواره ندارد. مشکل در سرگرم نبودن نیست. مشکل در بی هویتی است که انسان را برای نجات از این «خود» پوچ و وحشتناک و عجیب به فرار می کشاند. و برای فرار چه جایی بهتر از ماهواره؟
شهید مطهری نیز در اینباره می فرمایند : "طرز تفكّر بيهوده شمارى هستى و حيات و آفرينش ... فوق العاده رنج آور و طاقت فرساست. غالباً صاحبان اين انديشهها از خود، يعنى از انديشههاى خود كه مانند مار و عقرب آنها را مىگزد، فرار مىكنند و به دنبال وسيلهاى هستند كه آن انديشههاى گزنده و خرد كننده را از آنها دور سازد. در پى امور فراموشى آور مىروند؛ به مخدّرات و مسكرات پناه مىبرند؛ حدّاقل اين است كه به مجالس و محافل عيش و عشرت براى فراموش كردن خود و انديشههاى خود رو مىآورند."[3]
آری این است علت اصلی گرایش به ماهواره. اکنون شمایی که این مطلب را می خوانید اگر از کسانی هستید که وظیفه ی کار فرهنگی دارید عرض می شود که برای حفظ مردم از ماهواره، باید هویت بخشی کرد. باید از معاد سخن گفت. باید این شعر حافظ را خواند :
كهاى بلندنظر شاهباز سدره نشين نشيمن تو نه اين كنج محنت آباد است
تو را ز كنگره عرش مىزنند صفير ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است
تا با آشنا شدن انسان با حقیقت شیرین وجود خویش و ارتباط عمیق و شگفت آور آن با خداوند، زندگی ها معنا یافته و هدف دار شود و اگر اینگونه شد دیگر خود فرد نیازی به روی آوردن به ماهواره برای فرار از خود احساس نخواهد کرد.
اگر هم شما از کسانی هستید که زیاد برنامه های ماهواره ای را می بینید، تأمل کنید و ببینید آیا این میل شدید به ماهواره به خاطر این نیست که حوصله ی خودتان را ندارید؟ و آیا بهتر نیست پیش از آنی که با مرگ بیدارمان کنند، خودمان بیدار شویم و بفهمیم حقیقتمان چیست؟ که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند : «مردم خوابند ، هنگامی که بمیرند بیدار می شوند.»[4] البته بیداری ای که در وحشت و تنهایی قبر رخ می دهد خیلی سخت تر است از بیداری اختیاری در این جهان.
ما با «خود» مواجه خواهیم شد، این سرانجامی اجتناب ناپذیر است. اکنون اختیار با خودمان است که یا در همین دنیا به جای فرار از خود، با حقیقت خویش مواجه شویم و آن را هرچه بهتر بسازیم و یا اینکه درحالی که پای ماهواره نشسته ایم و کوچکترین توجهی به مبدأ و معادمان نداریم، «ناگهان»[5] بمیریم و این بار اجباراً با هرچه هستیم مواجه گردیم. فقط تفاوت در این است که در قبر ماهواره ای نیست که بشود پای آن نشست و از تنهایی و مواجهه ی با خود فرار کرد. مرگ، هنگام مواجهه با خویشتن است، و چه سخت است تنهایی با این «خود» گناهکار و پوچ و ظلمانی.
سخن اصلی بنده به پایان رسید اما لازم است عرض کنم که ممکن است تحلیل فوق شامل همه ی کسانی که ماهواره می بینند نشود که البته به خاطر تنوع و گستردگی برنامه های ماهواره این امری طبیعی است. مثلاً کسی که صرفاً بخاطر دیدن اخبار به سراغ ماهواره می رود ممکن است مشمول بحث «خودفراموشی» نباشد. اما قطعاً چنین شخصی نیز باید خیلی چیزهای دیگر را مراقبت نماید. به عنوان مثال، مسلّم است که reciever همه چیز را «ریسیو» می کند و فرقی بین خبر و غیرخبر قائل نمی شود. فرزند و همسر شما هم ممکن است نظر خبرگرایانه ی شما را نداشته باشند و برنامه هایی دیگر را ترجیح دهند، آنوقت گناه این انحراف به گردن کیست؟ این روزها هم که کنترل و رمزگذاری و ... واقعاً دشوار به نظر می رسد و همه ی قفل ها به راحتی قابل شکستنند. پس شما به دست خودتان زمینه را برای سست کردن کانون خانواده و یا انحراف فرزندانتان فراهم می کنید. فرزند شما هم که به قصد سرگرمی پای manoto می نشیند نمی داند پشت این دستگاه های گیرنده و فرستنده کسی نشسته با ساعت ها برنامه ریزی و البته با دندانی تیز، برای دریدن هرچه او دارد. و بدانید که همانطور که ماهواره پدری داشت، فرزندی هم دارد. فرزند او دیگر از جنس تصویر و صدا نیست. فرزند او فرزندی است واقعی، در خیابان. با لباسی تنگ و موهایی مش کرده. و یا مستی و گیجی ای شیرین است در شراب و سیگار و شیشه. مگر ماهواره تا کی می تواند مفرّ انسان بی هویت باشد؟ سرانجام «فرار از خود» ماهواره دیدن نیست، آینده ای تلخ تر در انتظار است.
----------------------------------------
[1] (البته همه ی این حرفها در مورد رویه ی غالب مردم است والا بالاخره حتماً پیدا می شوند کسانی که از ماهواره هم جز برای تعالی استفاده نمی کنند.(به فرض اینکه بشود استفاده کرد!))
[2] فرزندم اینچنین باید بود ج1 ص 127
[3] مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى ج1 ص569
[4] النّاس نیام فإذا ماتوا انتبهوا (بحارالانوار ج5 ص 134)
[5] لا یؤمنون به حتّی یروا العذاب الألیم فیأتیهم بغته و هم لا یشعرون - به قرآن ایمان نمی آورند تا عذاب دردناک را ببینند که به طور ناگهانی در حالی که بیخبرند بدیشان برسد (سوره مبارکه شعرا آیه 201و202)
واژه های متربط : VOA ، BBC ، من و تو، بفرمایید شام، مبدل دیجیتال، ست تاپ باکس

| < قبلی | بعدی > |
|---|


- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند
- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)
- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ
- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم
- مظلومیت امام حسین علیه السلام
- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند


- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟
- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»
- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه
- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب
- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)


- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی
- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی
- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول
- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4
- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)
|
|
طاعات مقبول.
این مشکل متاسفانه منحصر در تلویزیون و رادیو نیست و در بین تمامی اطرف ما جاری است اما در فرزندان تکنولورژی و مدرنیته بیشتر! اولاد نامشروع مدرنیته راه های فرار از خود را آسان و سریع و هموار کرده اند. ولی اگر کسی بخواهد از خودش فرار کند حتی اگر در خانه کعبه باشد... فرار می کند! و این خواست آدمی است که می تواند فایق بر همه چیز باشد. اراده ای که از جنس اراده ی خداست...
خدا خیرت بده.