
«فقط حرفهای مهم» نه بدین معناست که ما مهمّیم و حرفهای مهم می زنیم! نه...فقط یعنی اینجا جایی است برای جدی بودن، جایی برای حرفهای روزمره نزدن...
گریه و روضه و عزاداری ارزشمندترین کارها و دارای عمیق ترین تأثیرات در مسیر سعادت انسان هستند. هیچ جا صفای مجلس روضه ی امام حسین را ندارد. هیچ کاری مثل گریه بر وجود نازنین ایشان قلب را جلا نمی دهد. اخلاص این اشک های زلال را هیچ یک از عبادت های ما به خود ندیده است. در این ها هیچ شکی نیست. سخن در این است که اگر این سرمایه ی عظیم که با خون دل امیرالمؤمنین و خون سینه ی فاطمه ی زهرا و خون گلوی حسین بن علی بدست آمده است را مفت از دست بدهیم، این اشتباهی کوچک است یا خیانتی بزرگ؟
به نظر بنده نه تنها ایجاد انحرافات معنوی در تفسیر این وقایع عظیم، حتی سکوت و نگفتن هدف اصلی این نهضتها و مشغول کردن توجه مردم به سبکهای جدید مداحی و عزاداری خیانت به امام حسین است. مشغول کردن قلوب محبین اهل بیت به این مسائل و نگه داشتن آنها در این حد، رهزنی دل است، رهزنی دلی که می تواند از طریق محبت اهل بیت و گریه بر مصایب ایشان و البته توجه به هدف این نهضتهای خونین، به بزرگترین حقایق متصل شود و به هدف خلقتش برسد.
(برای مشاهده متن کامل مقاله روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید)

تصور بفرمایید جلوی کودکتان ایستاده اید و می خواهید یک مطلب عمیق و منطقی (مثل اینکه ما نباید ملاک برتری را در انسانها ثروت بدانیم بلکه ملاک واقعی تقوا است) را به او بفهمانید ولی این کار شما در حالی صورت می گیرد که او به شدت تشنه است و یک رانی پرتقالی می خواهد و شما حتی 650 تومان ندارید تا یک رانی بخرید و یا اگر دارید ، با خریدن آن ، دیگر نمی توانید یکی و نصفی سنگک برای صبحانه فردا بخرید و همۀ این ها هم در حالی رخ میدهد که مثلا باجناقتان یا فامیلی دیگر، با کودکش تند تند میرود کبابی و چند بار هم در ماه می روند شهر بازی و آیسپک می خورند و هر سال هم می روند شمال یا کیش ، عشق و صفا ؛ در این حال به نظر شما آیا منطق قوی شما می تواند او را مجاب کند یا اینکه به ناگاه احساس می کنی زبان در کامت نمی چرخد وخودت هم کم کم احساس می کنی این سخنِ کاملا متقن و منطقی ، بی اساس به نظر می رسد.(برای مشاهده متن کامل مقاله روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید)
وقتی ساعت دو نصف شب در حالی که دارم از شدت خواب بی هوش می شوم ، علیرضا با زبان محلی خودمان می گوید «پِیَر جون گِصه بگو» [باباجون قصه بگو] ، خواب از سرم می پرد و شروع می کنم برایش ماست و دروازه را به هم می بافم و مثلا قصه می گویم و ...
اما همیشه نگرانم . می دانید نگران چه ؟ (برای مشاهده متن کامل روی ادامه مطلب کلیک فرمائید)

چکیده: نویسنده محترم (آقای سیدحسین زمانی) در این مقاله به بررسی علل «دیگر» پیشرفت غرب پرداخته اند. بدین معنا که معمولاً در بررسی علل پیشرفت غرب عواملی برشمرده می شوند که جنبه ی مثبت دارند مثل تلاش، نظم، برنامه ریزی، ریسک پذیری و ... اما اینبار نویسنده ی این مقاله بدون انکار این عوامل مثبت و نقش وثیق آنها در پیشرفت، عواملی را ذکر می کند که جنبه ای منفی دارند اما نقش بسیار اساسی در پیشرفت جوامع غربی داشته اند. عواملی که شاید ما نتوانیم از آنها سود ببریم و بلکه این عوامل در مسیر مخالف پیشرفت ما باشند. همجنین نویسنده درصدد بیان این مطلب است که اگر ما نیز از این عوامل بخواهیم بهره بریم از آنجا که قاعده ی علت و معلول برای همه یکسان است ما نیز به همان نتیجه ای خواهیم رسید که آنها رسیده اند. نتیجه ای که با معیارهای الهی و انسانی سازگار نیست.


- حسین میا به ژاپن، «مردم» وفا ندارند
- مولا، شما روی سر ما جا دارید (به مناسبت عید سعید غدیر)
- نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت+مطالبی پیرامون عالم برزخ
- بعضی ها خیلی بدند، باور کنیم
- مظلومیت امام حسین علیه السلام
- راهی که صد در صد ما را به نهایت کمال ممکن می رساند


- آیا اسرائیلی ها ابتدا زمینهای فلسطین را از مسلمانان خریداری کردند و سپس به این کشور آمدند؟
- قسمتهایی از کتاب زیبا و خواندنی «داستان سیستان» - بخش اول : سه حکایت از «اشک»
- حکایتی جالب پیرامون اهمیت احترام به قانون و لزوم تبعیت از ولی فقیه
- در مورد رهبر عزیز و بزرگ انقلاب : ولایت فقیه از دیدگاه ایشان+بررسی یک اشکال به رهبر انقلاب
- چرا رهبرم را دوست دارم؟ (بخش دوم)


- «برای هر کس که شوق تحصیل در خارج را دارد»+ «ارزش علم، بی قید و شرط نیست»

- نمی توان بدحجاب نبود - بخش سوم : محوریت زن در فرهنگ غربی و ارتباط آن با بدحجابی
- نمی توان بدحجاب نبود - بخش دوم : ارتباط کنکور با بدحجابی
- نمی توان بدحجاب نبود - بخش اول
- بیانات زیبا و آموزنده ی رهبر عزیزمان پیرامون ازدواج

- نگاهی کوتاه به فیلم دزدان دریایی کارئیب 4
- تغییر جهان به جای خودسازی ( +بخش دوم نقد فیلم تلقین)
|
|